به مناسبت میلاد با سعادت ام ابیها صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س) مراسم جشن و یادبودی در دفتر حضرت آیت العظمی موحدی نجفی (مد ظله) در قم برگزار شد. كه بنا به درخواست برخی از طلاب و حاضرین در مجلس متن كامل سخنرانی معظم له به دلیل اهمیت ویژه بیانات ایشان در مورد شرایط حال حاضر مسلمین، برای نشر و استفاده هر چه بیشتر و بهتر عموم مسلمین و علاقمندان در ذیل به معرض آمده است.
متن كامل سخنرانی مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی موحدی نجفی (مدظله العالی) در جشن میلاد با سعادت ام ابیها صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س)
بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ (سوره كوثر)
روز ولادت بانوی گرامی اسلام ام الحسن و الحسین ام السبطین ام الائمه حضرت صدیقة طاهره فاطمة زهرا(س) این ولادت باسعادت را به پیشگاه صاحب اصلی حكومت اسلامی امام زمان(عج) عموم بشریت و مسلمین و پیروان آن حضرت و حوزه های علمیه و شما محترمین محضر تبریك عرض میكنم.
غایت و مغیا
یك بیانی از نظر فلاسفه مطرح است اینكه هر چیزی دارای علل اربعه میباشد: علت مادی علت فاعلی علت صوری و علت غائی . البته این تعبیر اصطلاحی است و الا این چهار چیز هركدام علت تام برای تحقق معلول نمیباشد به تعبیر علمی و طلبگی معدّات است و اینكه به حسب روایات به بیان آیات قرآن كریم پیغمبر رحمه للعالمین و ائمه (ع) علت غائی خلقت عالم است این بیان قرآن و وحی آسمانی است از جمله در سورة مباركه انبیاء خدای تبارك و تعالی میفرماید در باره رسول گرامی اسلام: وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمینَ (سوره انبیاء آیه 107 ) ما نفرستادیم تو را یعنی پیغمبر را مگر رحمت برای همة جهان خلقت و آفرینش ، حدیث قدسی هم كه خیلی روشن است بیانی است كه لولاک لما خلقت الافلاک از نظر قاعدة فلسفی هم و قاعدة امكان اشرف یعنی هر وجود شریفی نسبت به غیر شریف تقدم و اعتبار دارد و همه این آیات و روایات و بیان فلسفی و عقلی از این استفاده میشود اینكه پیامبر رحمه للعالمین علت غائی خلقت عالم است و این هم روشن كه غایت اشرف از مغیا است ویعنی مغیا مقدماتی است كه با تمام بند و بیلش هر چه فكر بكنید برای رسیدن به غایت و هدف است و نتیجه اینكه وقتی پیغمبر و ائمة معصومین كه نفس تنزیلی رسول الله است شما در آیه مباهله میخوانید در سورة مباركة آل عمران كه قرآن كریم میفرماید: … فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ… (آل عمران آیه61) كه در آیه مباركة مباهله امیرالمؤمنین امام علی (ع) نفس تنزیلی رسول الله(ص) است و نه نفس تكوینی و نفس تكوینی انسانی ممكن نیست نفس تكوینی انسان دیگر باشد در آیه مباركه به تعبیر علمای اصول تنزیل وجود امیرالمؤمنین (ع) به منزله وجود رسول الله(ص) است و منزّل باید اثر منزّل علیه را داشته باشد و الا تنزیل لغو است آیه مباركه همان اثر و خصوصیات كه بر شخص وجود رسول الله (ص) عصمت رسول الله(ص) سخاوت و علم رسول الله(ص) ولایت رسول الله(ص) این خصوصیاتی كه برای وجود پیغمبر است همین خصوصیات منزّل علیه بر وجود تنزیلی رسول الله(ص) كه امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) باشد مترتب است و منظور این مسئله بسیار مهمی است اما با این وقت محدود توضیح این مسئله اظهار نمیشود و علل اربعهای كه مقدمتا مثال زدیم از دید واقعیت شناسی فلسفی اینكه هر چیزی دارای علل اربعه است برای مثال همین ساختمان دفتر مرجعیت اگر بخواهد وجود پیدا بكند چهار علت برایش متصور است : علت مادی آن آجر ، آهن ، گچ، سیمان … . میباشد كه به اینها میگویند علت مادی ، علت صوری دارد كه این ساختمان باشد، حیات ، سقف چنین مدلی ، در و پنجرة چنین نوعی و… . اینها عبارت است از علت صوری ، علت فاعلی هم كه نیاز به مهندس و معمار دارد كه ساختمان را به این كیفیت بسازند . و علت غائی هم نشستن در این حیات ، محل تدریس ، محل اجتماعات، اعیاد ، وفایات ائمه معصومین برای تحصیل… . اینها علت غائی است . آن وقت مسئله ای كه مطرح است برای پیروان اهل بیت (ع) كه علت غائی هر چیز و نیت و هدف هر چیز اشرف است بر آن وسیله و مقدماتی كه زمینه سازی میشود.
علت غائی طالب علم، آقایانی كه وارد بسط حوزه و طلبگی شده است، اگر دچار غفلت و سهو نباشد اینكه هر چیزی دارای علت اربعه میباشد و طلبه شده هم هدف و غایتی دارد علت غائی طلبه شدن چیست؟
علت غائی
تعریف علت غائی: العله الغائی ما هو تقدم فی التصور و المتاخر فی الوجود یعنی در مقام تصور و لحاظ علمی مقدم بر همه علل ثلاثه دیگر است و در مقام وجوب خارجی از همه علل ثلاثه دیگر متاخر تحقق پیدا میكند و از همین جا این شبهه ای كه در باره ائمه (ع) و در باره رسول الله (ص) است كه علت غائی خلقت عالم است چگونه وجود رسول الله(ص) بعد از میلیونها سال از خلقت دنیا و عالم متولد شده كه همه عالم طفیلی وجود رسول الله (ص) آفریده شده جوابش مشخص میشود كه معنای علت غائی همین است یعنی المتقدم فی التصور و المتاخر فی الوجود است. علم ازلی خدای تبارك و تعالی و وجود پیغمبر گرامی اسلام آن هم به علم حضوری الهی عین معلوم حاضر است عند العالم و قابل اشتباه نمیباشد مثل علم انسان به تشنگی و گرسنگی خودش، آیا انسان گرسنه اشتباه میكند كه گرسنه باشد یا نباشد. انسان تشنه ممكن نیست اشتباه بكند كه تشنه باشد یا نباشد برای اینكه خود تشنگی حاضر است برای انسان پس علم حضوری عبارت است از حضور خود معلوم و علم نزد عالم در نقشه ازلی و علم حضوری ذات باری تعالی درازل وجود مقدس پیامبر گرامی اسلام و ائمه معصومین(ع) علت غائی خلقت آفرینش كائنات و عالم قرار گرفته اما در مقام وجود متاخر است چون معنای علت غائی همین است التقدم فی التصور و متاخر فی الوجود. غرض طلبهای كه میخواهد درس بخواند غایت و هدفی دارد و هدف یك نماینده مذهبی و عالم این است كه احكام دین را یاد بگیرد و اسلام را برای مردم تبلیغ كند. اسلام نور است اگر یك مقداری قوانین اسلام را برنامه دین اسلام را انسان فكر بكند و به آن عمل بشود نجات دهنده دنیا و آخرت بشریت است. از جمله قوانین بین المللی اسلام را شما در نظر بگیرید تفسیر تحلیلی بنده جلد اول را مطالعه كنید كه در آنجا قوانین بین المللی اسلام چیست بیان شده. هدف طلبهای از درس خواندن و تحصیل باید این باشد كه بیاموزد احكام دین را و تبلیغ بكند برای دیگران. حقیقتاً طلبه به چه كیفیت میخواهد اسلام را تبلیغ بكند این دینی كه نجات دهنده بشریت در دنیا و آخرت است. در سازمان ملل كه امروز حرفهایی از حقوق بشر زده میشود زده میشود، اینها اصلاً بشر را نمیشناسد كه چه رسد به اینكه برای بشر قانون جعل كند حقوق بشر را تعیین كند شما كه حتی بشر را نمیشناسید چگونه برای بشر قانون جعل میكنید. چند تا شرابی و قماری و سیگاری كنار یك میز نشسته و به نام حقوق بشر قانون اظهار میكنید شما حتی دنیای بشر را نمیشناسید چه رسد به آخرت بشر، كه برای نجات بشر قانون وضع كنید . انسان جاهل مگر میتواند چنین كاری كند یا قانون جعل كند برای هدایت بشر باشد امكان ندارد قوانین نورانی اسلام اگر واقعاً تبلیغ بشود و هم نورانیت دنیای بشریت ظاهر میشود و هم نجات و سعادت اخروی بشر را تامین می كند .
قائده نفی سبیل
یكی از قوانین بین المللی اسلام قاعده نفی سبیل است كه در برخی موارد تخصیص خورده است، قرآن كریم میفرماید: وَلَن یّجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً (نساء آیه 141) بنده در اول كتاب تضاد اجتماعی و امتیاز انسان الهی همین آیه مباركه را اظهار كردم وَلَن یّجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً اینكه اسلام واقعاً چه دین آقایی است كه خدای تبارك و تعالی نفی میكند سلطنت انسان غیرمسلمان را از انسان مسلمان در فقه این قاعده نفی سبیل چقد صغری و چقدر مصداق دارد مثلا در مورد ولایت بر اولاد، یك پدر مسلمان برای فرزند ولی بالذات است . و یك جد پدری مسلمان برای فرزند مسلمان ولی بالذات است غیر از اعتبار الهی نیاز به جعل و اعتبار دیگری ندارد خدای تبارك و تعالی پدر را ولی بالذات برای فرزند قرار داده جد پدری را ولی بالذات برای اولاد و نوه ها قرار داده این ها نیاز به اعتبار ندارد. اما همین قانون كه پدر مسلمان ولایت بر اولاد دارد در مورد قاعده نفی سبیل تخصیص میخورد یعنی پدر كافر ولایت بر فرزند مسلمان ندارد و لذا اگر یك دختر مسلمان كه پدرش كافر باشد ازدواج بكند نیاز به اذن ولی ندارد برای اینكه به قاعده نفی سبیل پدر كافر ولایت ندارد بر فرزند مسلم و همین طور در مسئله ارث، یعنی فرزند كافر از پدر مسلمان ارث نمیبرد قاعده ارث كه انقدر از مسلمات قوانین دین اسلام است و یك امر قهری و تكوینی است وقتی كه موّرث از دنیا برود قهرا اموال انتقال پیدا میكند برای ورّاث مسئله اعتباری هم نیست اما یك فرزند كافر وقتی مورّث او مسلمان باشد از دنیا برود ارث نمیبرد یا در مسئله ارتداد زوج اگر زوج مرتد بشود علاقه زوجیت با زن مسلمان از بین میرود و فسخ میشود یا در مورد ازدواج موقت یك مرد مسلمان با زن غیر مسلمان جایز است اگر زن اهل كتاب باشد اما عكس قضیه ازدواج مرد غیر مسلمان و یا اهل كتاب با زن مسلمان جایز نیست قاعده نفی سبیل است. یا در مورد حق قصاص اولاد كافر مقتول حق قصاص مسلمان را ندارد قاعده نفی سبیل است و ده ها مورد را شما در فقه اسلام حساب كنید: وفای به عهد، حفظ امانت و احترام به والدین اینها از قوانین بین المللی اسلام است. حتی در مسائل اجتماعی مثل ساختمان سازی از نظر قوانین اسلام جائز نیست اینكه ساختمان و دیوار یك انسان غیر مسلمان یك وجب بلند تر از دیوار مسلمان باشد. الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ (من لا یحضره الفقیه، جلد چهارم در چهار جلدیها ص334) روایات ما این گونه عزت را برای مسلمان ها برای مومنین بیان میكند. بنده مسائل اهل ذمه در كشور های اسلامی را بیان نمیكنم در اینجا، اگردنبال قوانین اهل ذمه برویم غوغا است از جهت جامعیت و صلح و امنیت قوانین اسلام حقیقت قضیه. اینكه خدای تبارك و تعالی چه عزتی برای مسلمین قرار داده است وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَكِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ (منافقون آیه 8) سوره منافقین را بخوانید تا نورانیت قرآن را بدانید. قانونگذار و انسان شناس فقط خدای تبارك وتعالی است او صراط مستقیم را رسیدن به هدایت و اقعی و سعادت واقعی را برای انسان اعتبار میكند آن وقت شما ببینید كه امروز مسلمان ها چگونه دچار ذلت شده و چه كار برا ی هجرت به كشورهای غیر مسلمان میكنند آیا اجیر شدن برای غیر مسلمان سبیل نیست، یعنی كار كردن برای غیر مسلمان سبیل نیست. یك انسانی كه برود مزدوری بكند برای غیر مسلمان هیچ ذلتی روشن تر از اینها میشود لذا بنده فتوا دادم و بیان كردم اینها را پخش كنید وظیفه دارید مسئولیت و تكلیف الهی است هجرت به كشور های غیر اسلام برای زندگی كردن جایز نمیباشد این فتوای بنده است مگر برای ضرورت، برای علاج مرض برای مسائل طبی حفاظت جان یك انسان كه در آن مكان كه حفاظت جانی نداشته باشد اما برای پول، برای نان اینها هجرت میكنند. حقیقتا عذاب الهی است كه انسان هم دینش را از دست میدهد و هم دنیایش را. چه ذلتی روشن تر از اینها میشود كه شما میبینید امروزه در كشورهای غیر اسلامی چه مصیبتها و بلاهایی بر سر مسلمانهای مهاجر در اثر هجرت اختیاری خودشان وارد میشود كسی صحبت میكرد در مشهد كه تا زبان آنها را یاد بگیرند، مهاجرین دو سال سه سال زبان آن كشور را تعلیم و آموزش میببینند و اكثر مردم نمیفهمند و میگویند بله ما درس میخوانیم. بابا زبان میخواهند به آنها آموزش دهند نه اینكه درس بخوانند بعد از آنكه زبان به آنها آموزش دادند آن وقت كارهای غیر مناسب را به آنها میدهند و … از این موارد بسیار است. این چه ذلتی است، عزت آن است كه پیام رسان رسول گرامی اسلام (ص) دِحی كلبی وقتی آمد نزد امپراطور روم، با چنان عزتی وارد مجلس شد بر او اعتراض میكند چرا خضوع نكردی گفت پیامبر(ص) ما فرموده سلام مسلمان بر غیر مسلمان جایز نیست تواضع مسلمان برای غیر مسلمان ممنوع است.
پدران مسلمان، طلبه ها هدف شما چیست؟ غیر از این است كه عزت اسلام و قوانین اسلام را تبلیغ كنیم. در كشورهای اسلامی لااقل فی الجمله مراعات دین وجود دارد، نورانیت كربلا و نجف و حرم حضرت رضا و حضرت معصومه وجود دارد. آیا برای رسیدن به یك آش و نخود انسان می خواهد عزت اسلام را از دست بدهد اسلامی كه به صراحت اعلام جهانی میكند وَلَن یّجْعَلَ ٱللَّهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً (نساء آیه 141)، الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ (من لا یحضره الفقیه، جلد چهارم در چهار جلدیها ص334). اینها را چه كسی برای مردم تبلیغ كند و برساند شما كه اینقدر در این مدت در بین مهاجرین تبلیغ رفتید آیا این ها را واقعا بیان كرده اید كه چنین چیزی شرعا حرام است و ذلت است. خدا كه روزی انسان را میدهد، آخرش مردن در كشورهای اسلامی خیلی باعزت تر از این است كه سگ شویی و خوك چرانی بكند و یا شراب فروشی حرام خوار را بكند و زیا پشت زن و مرد آنها را كیسه بكشد و حمام كند یا كارهای دیگر آنها را انجام بدهد. آگاه ساختن مردم از این مسائل وظیفه كیست ؟ شما روحانیون طلاب مبانی ثروت مسلمین و امكانات حوزههای علمیه را برای مردم بیان كنید و امروز هم روز میلاد حضرت امام خمینی «ره» است بنده تبریك عرض می كنم برای مسلمین. ایشان وقتی در نجف سخنرانی میكرد میفرمود اگر حوزههای علمیه اداره بشود تنها وجوهات و سهم بازار بغداد كفایت می كند برای اداره حوزه های علمیه یعنی هیچ مسلمانها هم وجوهات را پرداخت نكند فقط بازار بغداد وجوهاتش را پرداخت كند برای اداره حوزه علمیه نجف برای اداره حوزه علمیه قم كافی است نیاز به پرداخت وجوهات دیگران نیست. اما اگر امام زمان «عج» باشند الآن اعلام كند كه باید جهاد با اسراییل كرد، یقین بدانیم كه آمریكا دشمن اسلام است باید در مقابل آمریكا ایستادهگی كرد چون ما این را یقین می دانیم كه آمریكا دشمن اسلام است شما هم یقین بكنید برنامهای دارد برای زدن اسلام ولو بعد از پنجاه یا صدسال باشد اگر امروز امام زمان«عج» اعلام بكند دنیای اسلام بسیج شود برای جنگ با اسراییل چقدر هزینه میخواهد وجوهات اسلام برای همین است ما مبانی داریم كه اگر این مبانی اسلام از نظر ثروت اسلامی تبلیغ شود نیازی ندارد كه انسان دنبال خیّر راه برود.
مبانی ثروت اسلام
مبانی اسلام زكات است مبانی اسلام خمس است مبانی اسلام صدقات مستحبه است مبانی اسلام موقوفات عامه است مبانی اسلام رد مظالم است شما اینها را شما فكر می كنید مبانی اسلام یعنی مال وصیت به ثلث است و اینها را خدای تبارك و تعالی برای اسلام و مراجع تقلید قرار داده است. اما به شرطی كه اینها تبلیغ شود برای مردم ، یكی از علمای قم را من شنیدم صحبتش را از تلویزیون مدرسه ای ساخته است بسیار مهم، میگفت طلبه ها به من اعتراض میكند كه چرا شما این همه وجوهات را برای سقف مدرسه ای بیش از دهها میلیون تومان خرج كردهای؟ اولا شما فكر بكنید اینها به تعبیری كه امروز مطرح است نماد عزت اسلام و مرجعیت است وقتی از دنیای خارج اسلام مهمانی میآید ببیند كه شیعه چه عظمتی و چه قدرت و چه همتی دارد كه دراختیار مراجع چنین امكاناتی فراهم بكند اینها نماد قدرت تشیع در جهان بشریت است. جواب: اینها مال الوصیه هست كسانی بودند كه ثلت مال شان یا همه مال شان را دراختیار فلانی باشد كه هركاری خواست انجام دهد. غرض این ها امكانات مالی اسلام است اما چه كسی می خواهد اینها را تبلیغ كند آیا شما واقعا اینها را انجام دادهاید؟! هنوز ما به عنوان ابزاری كار كردیم و دیگران هم به عنوان ابزاری به ما نگاه كرده اند ، فكر كنید به عنوان یك هدف افغانستان یك كشور است بنده یك كتابی را قبل از چهل سال در نجف اشرف می خواندم به نام الامام الصادق و المذاهب الاربعه نویسنده اش اسد حیدر عراقی در مورد نفوس شیعیان در افغانستان میگوید: «عشر ملایین شیعه فی افغانستان» این تعبیر قبل از چهل سال است كه ده میلیون شیعه در كشور افغانستان وجود دارد، خیلی مسئله هست از نظر تاریخی كه یك نویسنده صاحب نظر علمی چنین نظری را مطرح میكند، آیا آقایان به این نظرات توجه دارند واقعا ! افغانستان یك كشور است، كاشان رفته بودم كه دعوت كرده بودند در روز شهادت فاطمه زهرا «س»، كاشان یك شهرستان است استان نیست، یك كشور هم نیست اما از نظر علمی این همه طلبهای كه دارد، امام جمعه و جماعتی كه دارد علی الحساب مساوی است با كارهای فرهنگی افغانستان. اما افغانستان كه یك كشور است در این مسائل هركسی كه كاسهای ساخته یا ریشهاش از فلان حزب یا فلان حزب دیگر سر در می آورد، اما اگر یك حوزه مستقلی به نام امام زمان (عج) یا امام صادق(ع) ساخته شده باشد و چندین هزار طلبه آنجا تحصیل كنند مبلغش تبلیغ و مدّرِسش تدریس بكند ، مجتهدش اجتهاد كند و عموم مردم از آن استفاده كنند آیا چنین جایی هست؟ اینها مسائل حسی و وجدانی است، و اگر هست در كجا است؟ مسئله نظری نیست كه شما با نظر و استدلال اثبات یا نفی كنید، چه كسی این هدف را داشته باشد مردم افغانستان بسیار ملت شریفی هستند بنده تجربه ای كه دارم شما بروید ببینید در كتاب ولایت و امامت یا اصل چهارم در اسلام ، این كتاب قبل از چهل سال در نجف اشرف نوشته شده است و در سال 1400 هجری قمری چاپ شده در آنجا بنده قوانین حكومت اسلامی را نوشتم كه حكومت اسلامی قواعد و قوانین جكومت اسلامی چیست ؟ غرض اینكه اینها را چه كسی برای مردم بیان كند مردم با این خوبی كه همت دارند هم تدین و تقوی دارند هم حقیقتاً دنبال مرجعیت و روحانیت هستند اما آگاهی و اطلاع ندارند اینها مسئولیت حقیقی آقایان است كه بیان بكند مسائل را امروز به حكم قرآن و به حكم قاعده نفی سبیل مبادا مردم مسلمان هجرت بكنند برای زندگی كردن در كشورهای غیر اسلامی، قوانین و امكانات اسلام را برای مردم بیان كنید خدای تبارك و تعالی یك پنجم ثروت كل كره زمین را در اختیار مرجعیت و روحانیت قرار داده و تنها این نیست كه افراد یك پنجم منافع كسب یا زكاتش را در اختیار اسلام بگذارند ثروت اسلام جهانی است و یك پنجم ثروت كل كره زمین مربوط به اسلام و مسلمین است. اگر اینها حقیقتاً برای مردم بیان و تبلیغ شود اسلام هیچ نیازی ندارد كه خیّر یا بانی پیدا كند مگر روایت نداریم: ان الله تبارک و تعالی اشرک بین الاغنیاء و الفقراء فی الاموال، فلیس لهم ان یصرفوا الی غیر شرکائهم (وسائل 6/150؛ وافی 2/ (م 6) 25). خدای تبارك و تعالی فقرا و مستمندان را شریك در اموال اغنیاء و ثروتمندان قرار داده، آن آقا خیال نكند اگر خمسی، وجهی میدهد اینها آن را میخورند نخیر غاصب تویی یعنی اگر تو یك پنجم خمست را پرداخت نكنی یا زكاتت را حساب نكنی یا رد مظالمت را ندهی، توغاصبی . خدای تبارك و تعالی فقرا را شریك در اموال اغنیا قرار داده .
عطای خاص الهی برای رسول الله(ص)
بسم الله الرحمن الرحیم* إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ(سوره كوثر) عطای خدای تبارك و تعالی مربوط به خدای تبارك و تعالی است این بیان امام حسین (ع) نفس تنزیلی رسول الله(ص) است كه در دعای عرفه وقتی كه اشك میریزد چنین بیان میكند عطای عام خدوند و عطای خاص الهی، رحمت عام و رحمت خاص خدای متعال را : الحمد لله الذی لیس لقضائه دافع، ولا لعطائه مانع، ولا كصنعه صنع صانع، هو الجواد الواسع، فطر أجناس البدائع …(دعای امام حسین (ع) در روز عرفه ، مفاتیح الجنان).
كه در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم كسانی كه درس تفسیر بنده حضور دارند می دانند كه ما رحمت عام الهی و رحمت خاص خدای تبارك و تعالی در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم شاید كه نزدیك یك سال توضیح و تفسیر دادهام اینها عطای خدای تبارك و تعالی الهی میباشد هر چه شما فكر كنید ، در مورد آسمان فكر كنید عطای خداست آیه قرآن میفرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (سوره طه آیه 50)یعنی خلقت و آفرینش عطای خدای تبارك و تعالی است كه قرآن میفرماید: قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى كُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى (طه آیه 50) خلقت انسان، زمین و جهان و … همه عطای الهی میباشد و هم هدایت خدای متعال . در باره آسمان، زمین، انسان فكر كنید . أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (سوره محمد آیه 24) چرا مردم فكر نمیكنند مگر دلهایشان قفل شده، درباره عطاهای خدای متعال فكر كنند إِنَّ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفِ ٱلَّیْلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلْفُلْكِ ٱلَّتِى تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِمَا یَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٍۢ فَأَحْیَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِیهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍۢ وَتَصْرِیفِ ٱلرِّیَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلْمُسَخَّرِ بَیْنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ لَآیاَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ یَعْقِلُون (سوره بقرة آیه 164) ، أَفَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ * وَإِلَى السَّمَاءِ كَیْفَ رُفِعَتْ * وَإِلَى الْجِبَالِ كَیْفَ نُصِبَتْ* وَإِلَى الْأَرْضِ كَیْفَ سُطِحَتْ (سوره غاشیه آیات 17 – 20) اینها عطای عام خدای تبارك و تعالی است اما عطای خاصی است كه مخصوص اهلش عطا میشود. همان طوری كه رحمت رحیمه خداوند رحمت خاص است رحمت رحمانیه خداوند تبارك و تعالی عام است برای كل كائنات و مخلوقات در جهان آفرینش و خلقت. رحمت خاص و عطای خاص خداوند تبارك برای پیغمبر رحمه للعالمین عطای كوثر است وجود فاطمه زهرا (س). امكان ندارد این عطای خاص خداوند متعال غیر از پیغمبر برای كسی دیگر داده شود به تعبیر فلسفی سنخیت لازم است برای عطای خاص و معطی له. اگر سنخیت نباشد از طرف معطی عطا برای طرف و معطی له عنایت نمیشود. هم وجود فاطمه زهرا(س) ملكوتی و هم روح فاطمه زهرا ملكوتی است آیا سنگ یا گیاه قابلیت دارد كه روح انسان در آن حلول كند مگر اینكه معجزه الهی باشد.
خدای تبارك و تعالی وقتی فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم* إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ (كوثر آیه 1) عطای عام الهی فراگیر همه كائنات است اما عطای خاص الهی سنخیت نیاز دارد عطای خاص الهی وجود فاطمه زهرا (س) است. فاطمه زهرایی برای رسول الله(ص) است كه وقتی میخواهد تكوّن پیدا كند پیامبر اسلام چهل روز در غار حرا مشغول عبادت الهی است شخصیت خدیجه (س) هم به همین كیفیت است بعد از آن كه جبرئیل سیب بهشتی را آورد و پیامبر تناول كرد از این مائده ملكوتی تكوّن پیدا كند شخصیت فاطمه زهرا(س). پس هم روح ملكوتی و هم بدن ملكوتی است یك چنین عطای خاص قابلیت ندارد غیر از پیامبر گرامی اسلام(ص) برای كسان دیگر داده شود قرآن میفرماید: بسم الله الرحمن الرحیم* إِنَّا أَعْطَیْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ(سوره كوثر) این عطای خاص خداوند تبارك و تعالی فاطمه زهرا(س) برای پیغمبر گرامی اسلام است در عین حالی كه ائمه نفس تنزیلی رسول الله(ص) است اما فاطمه زهرا(س) هدیه و عطای خاص خداوند تبارك و تعالی است وجود فاطمه زهرا (س) حیات اسلام است و وجود فاطمه زهرا(س) ، ام سبطین ام الحسن و الحسین ام الائمه (علیهم السلام) سرچشمه حیات و بقای اسلام است چه وجود بابركتی است كه امروز اسلام در فضای عالم الی یوم القیامه از بركت وجود فاطمه زهرا(س) شعله میكشد امیدوارم دعا كنند آقایان اهل علم به عنوان امرای مذهبی خداوند توفیق عمر باعزت برای شما عنایت بكند، عمر نافع برای خدمت به اسلام و مسلمین عنایت كند هر عمری برای انسان نافع نیست، اگر شمر و صدام داعشیان زنده نبود چنین جنایتی در كربلا و عراق مرتكب نمیشد ، علت غائی طلبگی ما این است كه بیان حقایق واقعی اسلام را بین جامعه مسلمین كنیم ، قول نافع و عمر باعزت از خدای تبارك و تعالی برای خدمت به اسلام و مسلمین مسئلت داریم انشاء الله والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته وعلی عباد الله الصالحین.